تبليغاتX
نفرین برای عشق

nefrin4u

نفرین شده

nefrin4u

http://nefrin4u.blogfa.com

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق - قسمت یازدهم

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق

  » امروز:  
  » پند امروز :

لینکستان

لینک دوستان

آمار و امکانات

تبليغات

تبلیغات
تبلیغات
Shadmehr Aghili
قسمت یازدهم
موضوع: قسمت یازدهم
همینطور که داشتم خونشون رو می دیدم اومد کنارش گفتم خوبه شادمهری هم هستی!

آهنگ قطع شد!

گفت:شما کی هستید?

گفتم:من فرشته نجات شما

خندید گفت:فرشته نجات من اضرائیل هست

گفتم: من کسی هستم که قراره قلب خودش رو به شما بده

با حالت غرور طرفم نگاه کرد گفت:بهت نمیاد

گفتم:مگه عضو دهنده شاخ داره؟

وایستاد رو سرم نگاه کرد گفت:تو یه نمونه کمیابی شاخ نداری!

هر دو زدیم زیر خنده نشستیم و من داستانم رو براش تعریف کردم با یه اخم طرفم نگاه کرد گفت راست میگی؟ گفتم آره

گفت:بهت نمی خوره انقدر زود کم آورده باشی اولین پسری که میبینم انقدر به عشق پایبند هست!

گفتم شما دخترها انقدر غرور دارید که عشق رو نمی بینید یا احساس نمی کنید و فکر میکنید که خیلی می فهمید.

نشست پشت پیانو آهنگ با من باش گل من که بی تو میمیرم از محسن معدنی رو زد گفت:عاشقم شدی؟ گفتم:نه دیگه نمیشم.

گفت:من تا حالا عاشق پسری نشدم. من که با این حرف خیلی آشنا بودم سریع گوشی موبایلش رو از رو میز برداشتم زدم رو شماره ها اسم ها رو خوندم گفتم پس اینا کی هستن؟

سکوت کرد گفت:ببین هیچ دختری نمیاد بگه من دوست پسر داشتم یا قبلا با 10 نفر بهم زدم همه ما دختر ها غرور داریم و این غرور نمیزاره.گفتم:میدونم خیلی خوب هم می دونم!

بعد از سکوتی کوتاه گفت:پس به توافق نرسیدیم چون شما از دختر ها دل خوشی ندارید پس عضو به یه دختر نمی دید.

گفتم:این قلب من خیلی داغونه قول بده مواظبش باشی!!

گریه ای کرد گفت باشه.

 

کم کم همه رو گلچین کردم به یه مورد عجیب خوردم که خیلی جذبش شدم!

یه پسری که می خواست خواننده بشه ولی به خاطر نداشتن پول نتونسته و انقدر این مشکل اذیتش کرده بود که با اسید حنجره خودش رو 50% نابود کرده بود!!

با خودم گفتم تو این دنیا از هر بدبختی بدبخت تر هم هست.

بی خود یاد آلبوم خودم افتادم دیدیم خیلی دورم تا بهش برسم!

دیدم دوستای این پسره اومدن هر کدومشون یک گیتار داشتن با حرکاتش نشون داد که یک گیتار می خواد وقتی گیتار رو گرفت دستش گریه کرد و گیتار رو نوازش میکرد بعدش شروع کرد به نواختن خیلی زیبا می زد نواختن تموم شد براش دست زدم حلقه دورش باز شد رفتم کنارش گفتم واسه خودت استادی ها می خواست حرف بزنه ولی نمی تونست پرستار اومد و ملاقات رو خاتمه داد.

من و بهزاد رفتیم کافی شاپ اون داشت کاغذ بازی میکرد با فرم ها منم تو خودم مثل همیشه غرق بودم بهزاد صدام کرد باز کجای؟ به چی فکر می کردی؟

 

نزار کسی چشم تو رو به غیر من ببینه           عشقی به غیر از عشق من تو قلب تو بشینه           نزار کسی کتار تو جای منو بگیره           هر کی به جز من اگه بود خدا کنه بمیره

 

ادامه دارد...

| + | نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 | نوشته شده توسط نفرین شده

آخرين مطالب ارسالي;

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا