تبليغاتX
نفرین برای عشق

nefrin4u

نفرین شده

nefrin4u

http://nefrin4u.blogfa.com

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق

نفرین برای عشق

  » امروز:  
  » پند امروز :

لینکستان

لینک دوستان

آمار و امکانات

تبليغات

تبلیغات
تبلیغات
Shadmehr Aghili
قسمت سوم
موضوع: قسمت سوم
قسمت سوم:

دادشم یه سری کارهای سفارتی داشت موند ایران ولی ما برگشتیم.از اون به بعد من jaz هر روز 4 ایمیل به هم میزدیم.تازه شنبه ها که تعطیل بود 1ساعت تلفنی حرف میزدیم.سر صدای همه به خاطر پول اینترنت در اومده بود میگفتن تو اگه مرد شدی خودت پول اینترنت بده.

مجبور شدم دنبال یه کار برم یه کافی نت پیدا کردم پول زیادی نمی داد ولی برای من که پول اینترنت ندم خوب بود.

بدبختی بعدی از یه ایمیل شروع شد,داشتم ایمیل چک میکردم یه ایمیل دیدیم از یک سایت دوستیابی بود,ایمیل گروهی فرستاده شد اون وسط ایمیل من هم بود یه دفعه شوکه شدم!!ایمیل jaz چیکار میکنه سایت رو باز کردم دیدم عکسش هم هست زود ایمیل های دیگه رو کپی کردم ادد کردم.صاحب های ایمیل فارسی زبون نبودن شروع کردم با اونا انگلیسی حرف زدن:

Where are you from?(کدوم کشوری؟)

from Australia(از استرالیا)

what is your name?(اسمت چیه؟)

skater(اسکاتر)

do you know jazmine?(رو میشناسی؟ jaz)

yes(بله)

رفتم تو فکر گفتم مگه به من نگفت دوست پسر نداره پس این کیه؟

دیدیم آنلاین شد ازش پرسیدم اینا کی هستن؟گفت:نمی شناسم گفتم اونا تو رو می شناسن گفت اشتباه شده بعد گفت کار دارم خداحافظ.

منم شروع کردم با بقیه ایمیل ها حرف زدم 30 ایمیل بود فرداش jaz اومد آنلاین گفت دیگه به اونا چیزی نگو,گفت راستش من یه دوست پسر دارم من داشتم میمردم!!اون داشت اعتراف میکرد که قبل از اینکه منو ببینه با اون دوست بوده.بهش گفتم امید دیگه مرده!!!

تو چشمام اشک حلقه زد از کافی نت زدم بیرون مشتری ها همه نگام میکردن آدمهای توی خیابون نگام میکردن.

باورم نمی شد این همون jaz باشه که من تعریف پاکی اونو جلو خانوداه و دوستام میکردم,دلم می خواست بلند داد بکشم ولی نمی شد جلوی اون همه آدم.

اون هنوز داشت حرف میزد که من گفتم خداحافظ.

اون شب تا صبح گریه کردم خیلی آروم و آرومتر از اونی که فکر کنی آخه نیابد کسی میفهمید!باز اون تیک عصبی و اون خاطرات مثل فیلم تو ذهنم مرور می شد,باز از خدا خواستم کاری کنه فردا زنده بلند نشم,ولی انگار منو نمی دیدید!

 

وقتی دلم تنگید برات میرم پیش خاطره هات قلبم رو عاشق میکنم به خاطر ناز نگات گرچه زدست روزگار محروم از عاشقی شدم به خاطر یه قلب پاک تبعید خاک غم شدم.

 

فرداش اومدم دیدم یه عالمه نامه دارم همش از اون بود همه هم معذرت خواهی بود و خواستن یه فرصت دوباره,اصلا نمی تونستم با خودم کنار بیام که این دروغ بزرگ اون رو ببخشم,ولی دلم براش خیلی سوخت گفت تنها بوده و....

گفتم باشه ولی باید اونو کنار بزاری اونم قبول کرد گفت دیگه با هم کلاسی هاش هم حرف نمیزنه.

از اون روز به بعد ایمیلهاش کم شد و زنگ هم نمیزد تا این که یه روز اومد آنلاین گفت زن دایی از ایران اومده یه نامه هم از پسر خاله(خواستگارش)آورده.

گفتم چی گفته؟گفت:شعر نوشته و دوست دارم.

بعدش بدون هیچ مقدمه گفت تو چرا از ایمیلی که به اسم من ساختی بهش فحش دادی؟

گفتم:آخه ول کم نیست 1سال هست داره همش پیام میده اعصابم خورد شد باید یه چیزی میگفتم تا تو رو ول میکرد.

گفت:من همین جوری که تو رو دوست دارم اون رو هم دوست دارم اونم پسرخاله من هست!!

اینجا بود که ضربه سوم رو هم از اون خوردم.

ادامه دارد...

| + | نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 | نوشته شده توسط نفرین شده

آخرين مطالب ارسالي;

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا