نفرین برای عشق |

من و بهزاد رفتیم کافی شاپ اون داشت کاغذ بازی میکرد با فرم ها منم تو خودم مثل همیشه غرق بودم بهزاد صدام کرد باز کجای؟ به چی فکر می کردی؟
گفتم می خوام حنجره خودم به این پسره بدم.بهزاد گفت چی میگی دیوونه گفتم می خوام کمکش کنم اون آینده داره.گفت:پس آلبوم خودت چی؟ گفتم من که نمی تونم ادامه بدم باز این پسره یه امیدی داره.
بهزاد قاطی کرد گفت خداحافظ دیوونه.
گیتار برداشتم رفتم تو پارک شروع کردم آهنگ زدن فقط برای آروم شدن میزدم:
آخه دل من دل دیوونه من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار دیدی اونم رفت...
چشمام پر از اشک بود خوب که باز کردم یه جمعیت دور خودم دیدم برام دست زدن دوست نداشتم کسی خلوت منو ببینه این جمعیت اذیتم میکرد یه دستمال برداشتم چشمام رو بستم شروع کردم به گیتار زدن انقدر زدم که خسته شدم چشمام باز کردم چه شلوغ بود اکثرا از چشمهای سرخ و خیس من تعجب کرده بودن تو اون شلوغی یکی برام آشنا اومد آره همون پسره تو بیمارستان اومد جلو با صندلی چرخ دار یک کاغذ داد نوشته بود: به من میگی استاد تو که خودت زدی رو دست هر چی گیتاریسته!
بهش گفتم تو آینده خواننده بزرگی میشی پسر.
نوشت:دست میندازی میبینی که نمی تونم بخونم.
خندیدم بیا بریم تا برات توضیح بدم.
تا اومدیم بریم اون دختر با پدرش دیدم اونا هم تمام نمایش دیدن گفتش شما ها هیچ جا نمیرید امشب همه مهمون من هستید.
شام رو خوردیم نشستم داستان واسه همه دوباره تعریف کردم بعد طرف اون پسر نگاه کردم گفتم من حنجره خودم رو بهت میدم به طور رایگان ولی چند تا شرط داره,باید فقط خواننده بشی و موزیک های که می خونی با اسم امید باشه!
منم هزینه آلبومت رو میدم و کاری میکنم بری اونور آب زندگی کنی.
دیدم از خوشحالی داره گریه میکنه رفتم کنارش دستش گرفتم گفتم جای گریه باید بترکنی,گیتار دادم دستش گفتم بزن تا همه حال کنن.
فرداش رفتم دنبال کارهای این پسره که بره هلند زندگی کنه چند تا ترانه ای که خودم حاضر کرده بود نوشتم دادم بهش گفتم اینا رو نخونی میکشمت خندید.
همه چیز حاضر بود فقط یک ماه مونده بود به روز عمل باور نمیکردم همه چیز تموم شد و کسی هم خبر دار نشد یک هفته گذشت تو خماری خودم بود صدای تلفن اومد یکی گفت امروز ساعت پنج بعدظهر تو همون پارک که نمایش داشتی بیا!
تلفن قطع شد نفهمیدم کی بود ولی خیلی صدا آشنا بود!
خوندن من یه بهونست یه سرودم عاشقانست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو...
ادامه دارد...
آهنگ قطع شد!
گفت:شما کی هستید?
گفتم:من فرشته نجات شما
خندید گفت:فرشته نجات من اضرائیل هست
گفتم: من کسی هستم که قراره قلب خودش رو به شما بده
با حالت غرور طرفم نگاه کرد گفت:بهت نمیاد
گفتم:مگه عضو دهنده شاخ داره؟
وایستاد رو سرم نگاه کرد گفت:تو یه نمونه کمیابی شاخ نداری!
هر دو زدیم زیر خنده نشستیم و من داستانم رو براش تعریف کردم با یه اخم طرفم نگاه کرد گفت راست میگی؟ گفتم آره
گفت:بهت نمی خوره انقدر زود کم آورده باشی اولین پسری که میبینم انقدر به عشق پایبند هست!
گفتم شما دخترها انقدر غرور دارید که عشق رو نمی بینید یا احساس نمی کنید و فکر میکنید که خیلی می فهمید.
نشست پشت پیانو آهنگ با من باش گل من که بی تو میمیرم از محسن معدنی رو زد گفت:عاشقم شدی؟ گفتم:نه دیگه نمیشم.
گفت:من تا حالا عاشق پسری نشدم. من که با این حرف خیلی آشنا بودم سریع گوشی موبایلش رو از رو میز برداشتم زدم رو شماره ها اسم ها رو خوندم گفتم پس اینا کی هستن؟
سکوت کرد گفت:ببین هیچ دختری نمیاد بگه من دوست پسر داشتم یا قبلا با 10 نفر بهم زدم همه ما دختر ها غرور داریم و این غرور نمیزاره.گفتم:میدونم خیلی خوب هم می دونم!
بعد از سکوتی کوتاه گفت:پس به توافق نرسیدیم چون شما از دختر ها دل خوشی ندارید پس عضو به یه دختر نمی دید.
گفتم:این قلب من خیلی داغونه قول بده مواظبش باشی!!
گریه ای کرد گفت باشه.
کم کم همه رو گلچین کردم به یه مورد عجیب خوردم که خیلی جذبش شدم!
یه پسری که می خواست خواننده بشه ولی به خاطر نداشتن پول نتونسته و انقدر این مشکل اذیتش کرده بود که با اسید حنجره خودش رو 50% نابود کرده بود!!
با خودم گفتم تو این دنیا از هر بدبختی بدبخت تر هم هست.
بی خود یاد آلبوم خودم افتادم دیدیم خیلی دورم تا بهش برسم!
دیدم دوستای این پسره اومدن هر کدومشون یک گیتار داشتن با حرکاتش نشون داد که یک گیتار می خواد وقتی گیتار رو گرفت دستش گریه کرد و گیتار رو نوازش میکرد بعدش شروع کرد به نواختن خیلی زیبا می زد نواختن تموم شد براش دست زدم حلقه دورش باز شد رفتم کنارش گفتم واسه خودت استادی ها می خواست حرف بزنه ولی نمی تونست پرستار اومد و ملاقات رو خاتمه داد.
من و بهزاد رفتیم کافی شاپ اون داشت کاغذ بازی میکرد با فرم ها منم تو خودم مثل همیشه غرق بودم بهزاد صدام کرد باز کجای؟ به چی فکر می کردی؟
نزار کسی چشم تو رو به غیر من ببینه عشقی به غیر از عشق من تو قلب تو بشینه نزار کسی کتار تو جای منو بگیره هر کی به جز من اگه بود خدا کنه بمیره
ادامه دارد...
آخرين مطالب ارسالي;